۱۳۹۱ فروردین ۵, شنبه

نماز جمعه، به روایت جنتی یا: النّساءُ لعبتی


بسم الله الرحمن رحیم.


و قُتِلوا و و قُتِلوا و اینقدر قُتِلوا حتّی فینیشُهُم. و إنّ الّذین یُقاتِلونَ المَقتولونِ قَتّالاً قَتیلا و هُم المُفلِحون. یا ایّهَاالّذینَ آمِنو فورگِت اِباوت عَمِلُ الصّالِحاتِ و فَقَط قُتِلوا.
خیر مقدم عرض میکنم، به تمام برادران و خصوصا خواهرانی که امروز اینجا تشریف آوردند و اینجا رو منور افکنی کردند. پیش از آنکه سخنان خودم رو در باب روابط منحوس زن و مرد پیش از ازدواج و روابط زیبا و باحال زن و مرد پس از ازدواج شروع بکنم، جا داره اینجا عرض کنم که که صاحب تویوتا کمری سبز متالیک لطفا این ماشینشونو جابجا کنن، لامبورگینی آقا مجتبی بیرون نمیاد. بعله. قربان تصدق شما. آقایید.
والصلواة و السّلام، والدِفیکِیشِن علی قبور آبائنا و ارواحنا، موضوعی که امروز میخواستم با شما عزیزان و برادران و بخصوص خواهران درباره اش صحبت کنم، مبحث ازدواج هست. خب بحمدالله، همه اینجا یا شوهر کرده‌اند یا زنشان را. غریبه هم نیست. امت ایران همه با هم برادر و خواهرند چون مقام عظمای ولایت حسابی مادر همه‌شان را ...(تکبیر)
الله اکبر، الله اکبر، مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر انگلیس، مرگ بر استرالیا، مرگ بر آلمان، مرگ بر اندونزی، مرگ بر ایتالیا...
دوستان لطف کنند یه فاکتور بگیرند این شیاطین رو، دیگه تعدادشون خیلی زیاد شده، هنوز رو کشورهای حرف الف هستیم، اینجوری پیش بره تا شب اینجا در خدمت برادران و خصوصا خواهران عزیز خواهیم بود، که اونهم البته سعادتیست.
بعله، از آنجا که امت ایران همه با هم خواهر و برادرند، ازدواج ایشان بر طبق حکم شریعت مصداق زِنای با محارم بوده و تمام زنان و مردانی که با هم عقد ازدواج بسته‌اند، عقدشان باطل می‌شود و یکی‌شان باید فی الفور آن منزل را ترک کند. خانم ها دقت کنند دم در ستاد اسکان ایجاد کردیم که تا زمانی که برای خودتون جایی پیدا کنید شما رو پیش ریش سفیدان و معتمدین سکنی میدهند. بنده خودم تا 5 نفر رو قبول کرده‌ام. یک کلبه درویشی هست، نان و پنیری هست، به عبادت شب را به صبح می‌رسانیم.
شیخ میزان تروپ ساوجبلاغی در کتاب "النّساءُ اسبابِ دَفعِ الاِحتیاجات ذُکور" می‌فرماید: پس اگر مرد را دستش دیگر لذت بخش نبود و بیم ضعیف شدن چشم رفت، پس برود همسری اختیار کند 13 تا 15 ساله، که او را چون پِتِ دست آموز کند و آموزش دهد. و چون زن حرفِ زائد از میل مردش او را بزند، مردش او را بزند، آنقدر که صدای سگ پاسوخته بدهد. (تکبیر)
الله اکبر، الله اکبر، مرگ بر ضد شقاوت فقیه، پولی که در کف ماست، از رانت رهبر ماست (2 بار).
صدا و سیما در راه آموزش جوانان برای امر خطیر ازدواج مسوولیت بزرگی به گردن داره. من از این آقایون تلفزیون خواهش می‌کنم، کمی این موضوع رو جدی بگیرند. بنده  سریالی داشتم میدیدم، اسمش درست به خاطرم نیست. قلب من در پناه رنگ ارغوانی یوسف پیامبر بود فکر میکنم. (با بغض) در این سریال بسیار مستهجن، آقایی که تازه ازدواج کرده بود (بغض ترکیده، با صدای بسیار زیر) قربون صدقه خانمش می‌رفت (گریه نمازگزاران). (درحال گریه) به ام القرا قسم این تلفزیون دولت اسلامی نباید باشد (نعره نمازگزاران). اینطور که نمی‌شود. باید یه فاهکر زیر فاک بکنیم (نمازگزاران کله ها را به هم میکوبند). در قُنبُلَةُ الحَق میفرماید که: صاحب لکسوز آبی لطفا ماشینش رو جابجا کنه... بله میفرماید که: و أنا أتَکَلّمُ باللّغَةِ العَرَبیّۀ، و أنتَ ما أدراکَ ما آقولُ، یا أیهالأسکُلون. (تکبیر)
الله کبر، الله اکبر، الله اکبر، ای شَرخَرِ واداده، ما ابلهیم و ساده (2بار).
برادران، مراقب بازیهای کثیف صَویونیسم و امپرابیلیسم و سوسیمالیست باشید. اینها میخواهند جوانان ما را از راه به در کنند. جوانی که برود زنجیر بزند پشتش را جر بدهد یا قرآن بکوبد توی سرش که از راه به در نمیشود. 16 سالش هم که شد یک دختر 12 ساله را بهش میدهند بروند خوش و خرم زندگی کنند. همونطور که مقام معظم رهبری ارواح عمّهم فداه فرمودند... (تکبیر)
الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، جلّ الخالق، خامنه‌ای خمینی اخفش است، ولایتش روستایی در تفرش است (2بار)
همونطور که ایشون فرمودند، پسر جوان برود 2 تا درخت و رود ببیند لذتش را میبرد. نیازی به اختلاط با دختر ندارد. بحمدالله طرح داده شده در هر دانشگاه دوتا درخت و یک رود احداث شود که بساط این بی ناموسی‌ها از مملکت برداشته شود. اگر این کار هم جواب نداد بحمدالله اساتید ما یک واحد درس جدید اضافه کرده‌اند بعنوان "خواباندن سر شیطان (یا مار یک چشم) با دوش آب سرد" که البته روی عنوانش هنوز اتفاق نظر وجود ندارد. امیدواریم که افاقه کند. (تکبیر)
الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، ما اهل کوفه نیستیم، ما اهل تهران هستیم، حاج آقای احمدی، اهل برازجان هستند(2بار)
نکته دیگری که باید ذکر کنم، یک هشدار به خواهران عزیز است. تازگی‌ها می‌شنویم که صحبت‌هایی میشود از این که حقوق اینها با آقایان برابر است و مرد حق ندارد بالاتر از گل به اینها بگوید. نگویید اینهارا. اینها از تفاله‌های متعفن فکری فینه... فیمیسای... فونیسم است. این فونیسم ها زنهای غرب‌زده خودفروخته‌ای هستند که شوهر گیرشان نیامده، آمده‌اند حرصشان را سر دنیا خالی کنند. می‌خواهند زن را از دستگاه استخراج مَنی به ابزاری مثل آچار تبدیل کنند. دم در ستاد شوهر یابی گذاشته‌ایم برای این عزیزان گمراه، که بروند همسر دوم، سوم یا چهارم یکی از ریش سفیدان و امنا شوند. بنده خودم تا 5 تا متقبل شده‌ام. (تکبیر)
الله اکبر، الله اکبر، شبها که ما میخوابیم، آقا پلیسه بیداره، دزدا رو دستگیر میکنه بنگ بنگ بنگ، میگیره و زنجیر میکنه دنگ دنگ دنگ (2 بار)
پروردگارا، مشت مارا محکم و دماغ خانم ها را نرم قرار بده. (الهی آمین). خداوندا، ستون فقرات مرا تا ریشم به زهارم نرسیده صاف تر بگردان (الهی آمین)، پروردگارا، عارضه نفخ فیروزآبادی را پیش از بروز یک فاجعه زیست محیطی معالجت بفرما (الهی آمین)، دژمنان مقام عظمی را به دشمنان تبدیل بفرما (الهی آمین)، خدایا هولدن کالفیلدِ ناطور دشت را هدایت بفرما (الهی آمین)، مگ مگ و دوستان زبل را بر نیش نیش و په په پیروز بگردان (الهی آمین)، استریپرهای لاس وگاس را شوهرانی غیرتمند عطا بفرما (الهی آمین)، شوت‌های چرخشی سوباسا را بر شوت‌های برنده کاکروی ملعون فائق بگردان (الهی آمین)، جومونگ و جناب کون تاپال را در چوسان جدید به سلامت بدار(الهی آمین)، ایکیوسان و آقای شینسه را بر جناب ژنرال مستکبر و چیکیئویای رباخوار پیروز بگردان (الهی آمین)، بار الها اصلاح طلبان را همیشه به ما امیدوار نگه بدار (الهی آمین)، خداوندا زندانهای ما را حجیم‌تر، قبرستان‌های ما را وسیع‌تر، و لابی‌های ما را قدرتمندتر بگردان (الهی آمین). آمین یا بهانة القاتلین.

والسلام علیکم و یدالله فی فرج الله سلحشورا.
الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، بع بع ضد ولایت فقیه، مع مع آمریکا، میو میو انگلیس، هاپ هاپ اسرائیل (42 بار)

۱۳۹۰ اسفند ۲۱, یکشنبه

معرفی کتاب: توجیه الایمان



مدت‌ها بود که قصد داشتم برای آن دسته از نوگلان عزیز بنیادگرا که در این راه تجربه ندارند و به در و دیوار می‌خورند کتابی معرفی کنم که هم نانشان بشود هم آبشان. حال که این فرصت پس از سالیان طولانی دست داد، این شما و این هم توضیح المسائلی برای شما که منطق رو دوست ندارید و تفکر مستقل براتون بَده.

توجیه الایمان. نوشته شمس البهائم برازجانی

این کتاب که در قرن 6 هجری نوشته شده یکی از منابع اصلی توجیهات در دین مبین است و به بسیاری از شبهات معروف پاسخ می‌دهد. این کتاب معظم بسیار قطور بوده و حدود 800 صفحه دارد و در باب پاسخ به ایراداتی که فضولان و متشککین و کفار بر دین مبین و خصوصا مذهب شیعه وارد کرده‌اند به رشته تحریر درآمده است. در عظمت و اعتبار آن همین بس که شیوخ بزرگی چون عبدالهیچ‌کَساسی،ایمان‌کن و علی شمز(؟) این کتاب را از کتب الفه یا کتب هزاره‌ی جنتی خوانده‌اند.
نکته:کتب الفه یا هزاره جنتی(بهشتی) تنها کتبی هستند که در جنت یا بهشت وارد می‌شوند. با کتاب هزاره شیخ احمد جنتی، خاطرات خصوصی ایشان از سقوط امپراتوری روم غربی تا آغاز تفتیش عقاید در اندلوسیه (اسپانیا) AC 1480-480 اشتباه نشود.
روش‌های استفاده:
1-    فضولان: کتاب را به آنان نشان دهید، اما نگذارید آن را بخوانند و هر از چندی آن را جلوی شخص فضول باز کنید و بخشی را برای خود زیر لب خوانده و در چهره خود علائم سورپرایز و تعجب و آگاهی از مطلبی جدید نشان دهید. این کار را تا نیم ساعت ادامه دهید. و حَتّی آبائِهِم أخرِجوا.
2-    متشکّکین: مورد شک را از آنان سوال کنید. سپس به فهرست رفته صفحه مربوط به موضوع شک را پیدا نموده آن را باز کنید. آن ورق یا اوراق مرتبط به موضوع را پاره کرده با مشت در دهان شخص شکاک فرو نمایید. حتما بینی اورا دو انگشتی فشار دهید تا راه تنفس وی قطع شده مجبور به فرو دادن اوراق شود. برای تسریع امر، همزمان چنان او را قفا و پس گردنی بزنید که: لِقَفزوا الاِلِکطریسیطِه مِن عَینُهُ.
3-    کفار: کفار را پاسخ دندان شکن باید. پیش از ورود ایشان به خط ناخوانا و ظریف کلمه‌ای بر روی میز بنویسید. چون وارد شدند موارد ایراد را سوال کنید. پس کتاب را گشوده و در فهرست به دنبال موارد بگردید. اگر پیدا کردید پاسخ را شیوا و شمرده بخوانید تا قانع شوند. اما اگر پاسخ را پیدا نکردید یا باز قانع نشدند و کفر ورزیدند کتاب را ببندید. از ایشان بخواهید آن کلمه ریز و بدخط منقوش بر روی میز را بخوانند؛ پس در آن هنگام که ایشان سرخم کردند تا کلمه را بهتر ببینند، کتاب را بلند کرده چنان بر فرقشان بکوبید حَتّی أخرجوا مَغزِهِم مِن دَماغِهِم.
مسألةٌ: اگر جوانی در زمستان و نیم ساعت پیش از نماز مغرب از پشت بام طبقه هفتم به پایین بپرد، در راه به دیش ماهواره طبقه پنجم گیر کند و البسه او کنده شود، و در طبقه سوم بدن او به البسه آویزان خانمی بر روی بند رخت مالیده شود، و در طبقه اول مردی دست خود با چاقو بیرون نگاه داشته باشد و سهوا نیمی از باسن او را تا مقعد ببُرد، و سرانجام جوان بر روی دختری 12 ساله بیفتد:
1-    آیا البسه به جای مانده در طبقه پنجم بر صاحبخانه حلال است؟
2-    آیا البسه بر روی بند رخت در طبقه سوم را با علم بر مالیده شدن به نامحرم باید غسل داد؟
3-    آیا بُرنده باسن باید دیه پرداخت کند و به چه مقدار؟
4-    آیا افتادن جوان بر روی دختر مصداق زنا است؟
5-    آیا تنظیم دیش ماهواره طبقه پنجم برهم خواهد خورد؟
6-    چاقوی بُرنده مقعد دندانه دار بوده است یا بی دندانه؟
7-    در صورتیکه جوان از ضلع شمالی با زاویه 45 درجه به پایین پریده باشد، دیش بر چه ماهواره‌ای تنظیم بوده است؟
8-    سایز سینه خانم صاحب البسه در طبقه سوم را با 5 شماره واریانس حساب کنید.
9-    دختر 12 ساله مشغول چه کاری بوده است؟
پاسخ ها:
1-    در صورت مرگ جوان، البسه حلال است.
2-    بله.
3-    خیر. نیمه بریده شده را در یخ بگذارد و برای پیوند مجدد به جوان بدهد.
4-    باید نخی از بین آن دو گذراند. در صورت عبور نخ، دخول صورت نگرفته و زنا نمی‌باشد. در صورت عبور نکردن نخ، مصداق زنا است اما حد تنها باید بر روی جوان اجرا شود. ترجیحا باید صبر کرد تا پیوند مقعد انجام شود و پس از طول درمان، جوان برای اجرای حد احضار شود.
5-    از آنجا که این عمل در زمستان صورت گرفته است، جوان حتما لباسهای کلفتی پوشیده بوده و در نتیجه با احتساب شدت برخورد، حتما تنظیم دیش برهم خورده است.
6-    از آنجا که در یک ضرب بریده شده است چاقو بی دندانه و بسیار تیز بوده است. اما علامه پارلمانی ذکر کرده اند که چاقو ممکن است از نوع دندانه دار لیزری هم بوده باشد.
7-    یو تل سَت.
8-      با توجه به اینکه این خانم لباسهایش پیش از اذان مغرب روی بند بوده است، به این نتیجه می‌رسیم که البسه حداقل بعد از ظهر شسته شده است. از آنجا که مجردان عموما شب ها به لباسشویی میپردازند، این خانم یقینا دارای چند فرزند بوده و از حضور آنها در مدرسه استفاده کرده است تا در آرامش البسه را بشوید. از این استنباط، با پنج شماره واریانس، سایز 80 پیش بینی میشود.
9-    دختر در حال بازگشت از مدرسه بوده و برای بستن بند کفشها خم شده بوده است.

نکته: دوستانی که فکر می‌کنند این مطلب خیلی توهین آمیز است، بروند یک توضیح المسائل بخوانند، بعد در نظرسنجی ما مبنی بر اینکه کدام یک از این دو مطلب بیشتر به شعور خواننده توهین می‌کند شرکت کنند. نظر سنجی در سایت رسمی خادمین امام هشتم یا به آدرس ایمیل:

Ya_zamene_kelash_ro_bezan_ya_tofang_dastet nagir@yoroo.com

والسّلام عَلی مَنِ التّبَعی و ألموت لِلبَقیّه

۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

ای زن...




ای زن به تو از فاطمه ظاهرا اینگونه خطاب است

ارزنده ترین زینت تو یک تکه پارچه است، هوش و آگاهی و ادب و متانت و اخلاق و وقار و غیره را بگذار در کوزه، یک گونی بکش روی کله ات، حله. 
در کلام مجید هم که آمده حرف زیادی بزنید چک و لگده. در مسیحیت هم که شما از دنده چپ مرد دراومدین و گناه اصلی رو هم شما مرتکب شدید. در یهودیت هم که مرد خواست طلاقتون بده میتونه بگه شما خیانت کردین و رسما سنگسارتون کنن(آره، در یهودیت این هست. فرق اونا با ما اینه که میدونن کِی خداوند متعال شکر خورده و نباید جدیش گرفت و کِی حالش خوب بوده). توی هیچکدوم از این ادیان هم شما رسما حق روحانیت ندارین. آخرش میتونید خادم کلیسا بشید. معلوم نیست این خدا که اینقدر از زنها بدش میاد چرا با این مریم سَر و سِر داشته.
البته هزاران بزرگوار از جمله علامه پارلمانی تمام تلاششون رو در طول سالیان برای ماله نمودن اون بخش انجام دادن که جای تقدیر داره. مثلا اینکه زدن فقط برای وقتیه که زن در رختخواب تن به میل مرد نده (انصافا چیزی رمانتیک تر از چک افسری برای فور پلی و تحریک جنسی زن سراغ دارید؟). یا اینکه این ضربوهن از ریشه ضرب، به معنای زدن نیست اینجا. به معنای رفتار تنده. که این به نظرم درست تره. مثلا حتما شنیدید که میگن: طرف ضربه مغزی شده. که یعنی با مغزش رفتار بسیار تندی صورت گرفته. میدونی مثل چیه؟ یک چاله توی جاده باشه، ملت هی بیفتن توش. بعد یکی بیاد بگه آقا این خیلی بده. یه تابلو بزنیم جلوش، یکی بیاد یه دست انداز جلوش بذاره، یکی هم یه خاکریز بکشه دورش. به فکر هیچکس هم نرسه که مشکل وجود خود چاله بوده. 
چند نکته هم برای دوستان فمینیست خودم دارم. حقوق برابر، رفتار برابر رو هم طلب میکنه:
اگر انتظار دارید طرف پول شام رو بده و اگر خواست دُنگ بدید بگین چقدر چیپه، شما یک زن سنتی هستید.
اگر دوست دارید طرف براتون (هر از چندی) غیرتی بازی دربیاره، شما یک زن سنتی هستید.
اگر هربار که طرف با یک دوست مونث صحبت میکنه رفتارتون تغییر میکنه، شما یک زن سنتی هستید (البته از شما چه پنهان تا حد زیادی حق دارید).
و بالاخره، اگر دو دقیقه بعد از سکس، اولین یا دومین جمله شما این است که: "به چی داری فکر میکنی؟" شما یک زن هستید. در هرکجای دنیا. کاریش هم نمیشه کرد. 
یک بار دیگه هم بشنوم کسی گفته اسلام حقوق زنان رو به رسمیت نمیشناسه، حکم ارتدادتون رو آنلاین با نصب در محل صادر میکنیم. 
به امید روزی که لای پاهای انسان معیاری برای پیش داوری و اجحاف نباشد. روز زن مبارک.

یک سکسیست کافر

۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

قمشه ای در 5 دقیقه، یا: وراجی می‌کنم پس هستم


امروز سیاست در کار نیست. از آنجا که مناعت طبع بالایی دارم، تصمیم گرفتم از 25 بهمن و ترکیدن حباب دوستان متوهم کلمه و جرس چیزی نگویم. سطح شعور و عزت نفسم بالاتر از این حرفهاست که افتاده را پای بزنم و حال که این دوستان ضایع شده اند من هم برایشان کرکری بخوانم.... نه آقا هرچی حساب میکنم می‌بینم شعور و عزت نفسم آنقدرها هم بالا نیست. پس بگیر که اومد.... نه. نباید درباره این آبروریزی حرفی بزنیم. آخه ما هر حرفی بزنیم، جنبش قربونش برم تضعیف میشه.میگه:
نه چو سینا و نگو زین پس که اکبری خیار کاشته.

برین خدارو شکر کنین این حسین بازجو میخونه مطالبو. وگرنه دارم براتون. دارم کلفت 
کلفت...

وراجی می‌کنم پس هستم

چی می‌گفتم؟ آها. امروز از سیاست حرفی نمیزنیم. به تازگی شاگردانم خیلی شکایت می‌کنن از اینکه انگیزههاشون رو از دست دادن. دچار روزمرّگی شدن. گفتم که در یکی از این جلسات درباره این موضوع صحبت کنم. مشکل این دوستان، کمبود معنویت در زندگی روزمره است. معنویت در زندگی خیلی حیاتیه. اگر زندگی رو به قرمه سبزی تشبیه کنیم، معنویت به لوبیا میماند... نه، مال نشد، بذار ببینم.... اگر زندگی را به کباب کوبیده تشبیه کنیم، معنویت مثل سماق روی این کبابه. با مراجعه به روایات و آیات، نقش این سماق زندگی رو می‌تونیم بهتر لمس کنیم. اونجا که فکر کنم در سوره مورچه خوار، آیه273- میگه:
"و انزلنا السماق".
این سماق چیه؟ این سماق همون سماق معنویته. میگه: 

آن چه دپرس را کند بس سردماغ 
این سماق است این سماق است این سماق

سماق رو کجا به ما میدن؟ توی کبابی. کبابی کجاست؟ کبابی اونجاست که دل هست. جگر و قلوه هم داره معمولا. هرجا که دلت باشه، همونجا کبابیه، حالا خانقاه، کلیسا، سینوگاگ یا مسجد فرقی نمی‌کنه. اینها همه کبابین. غذای روح میدن به آدم. استیون سیگال میگه:
 The restaurant is very good.
این رستوران یا کبابی چکار می‌کنه؟ راهت رو مشخص می‌کنه. راه کدومه؟ راه همون کبابه، بسته به ذاتت راه زیاد داریم. کوبیده، چنجه، شیشلیک، دنده. ضعف رفتی؟ باید هم بری. این اول راهته. نیاز رو حس کردی. میگه:
دوش وقت سحر از ضعف نجاتم دادند
واندران ظلمت شب شیشلیک نابم دادند
این شیشلیک رو بعضی ها فکر میکنند همون شیشلیکه که توی رستوران میخوریم. ما هم همینو میگیم. حقیقتش حال کل کل و بحث نداریم. حالا این شیشلیک از کجا اومده؟ یهو روی سیخ سبز شده؟ نه این یه روز یه گاوی بوده برای خودش. میگه:

ماااااااااااااااااااا برین "در"            نه پی حشمت و جاه آمده ایم 
در پی یونجه در اینجا به پناه آمده‌ایم
این "در"، همون در کشتارگاه رو می‌گه. این گاوها هم، همون عرفای پیشین هستند. اونها که قربانی شدن تا چراغ و شیشلیک آیندگان بشن. اونها از علف معرفت نشخوار کردن. اگر بخوای شیشلیک آیندگان بشی باید علف معرفت نشخوار کنی. اولین بار این واژه علف عرفت رو شمس البهائم برازجانی در کتاب "Eat the Grass" به کار می‌‌بره. این برازجان مأوای بسیاری از رهروان طریقت بوده. میگه:
امشو شوشه لیپک لیلیلونه
امشو شوشه یارم برازجونه
 این یه بیت خیلی رمز داره. همین "لیپک لیلیلونه" به اندازه یه کتاب حرف داره برای آدم. ولی الان وقتش نیست. بعدا می‌گم. حالا این گاو رو کی می‌‌‌کشه؟ قصاب باشی. قصاب باشی، در حقیقت مرشد و مراد اون گاوها یا همون عرفای قدیمه. شاید یکی بگه خوب این که اینها رو می‌کشه! پاسخ اینه که بله. می‌کُشه. ولی می‌کُشه تا نیست شدن رو یادشون بده. چون خاک شدی پاک شدی. بین این کشتن تا اون کشتن تفاوت زیاده. یکیش قتله یکیش عروجه. ایرج میرزا میگه:
بچه در قنداق و آخوند در وطن
هردو می رینند اما این کجا و آن کجا
بین این دوتا خیلی فرق هست. خوب، حالا این گاو هم کشته شد و گوشتش هم جدا شد. سیر سلوک گوشت طریقت به شیشلیک معرفت چه مراحلی داره؟ راه راه سختیه. هرکسی نمیتونه توش قدم بزنه. اول از همه کارد تیز می‌خواد، این کارد تیز، همون علمه. هرکسی آمادگیشو نداره. میتونی باهاش به شیشلیک معرفت برسی، می‌تونی باهاش دستت رو ببری. دانیل استیل می‌گه:
A knife is like a penis, it can provide pleasure, or do horrible things.
این چاقو می‌تونه خطرناک باشه. قلب عارف رو می‌تونه هدف قرار بده. ولی اگر از علف معرفت نشخوار کرده باشی، اینجا می‌تونی کارد تیز رو دستت بگیری. یه راسته از گوشت معرفت جدا می‌کنی، که بهترین بخش گوشته. استخوان هم نداشته باشه. میگه:
ای برادر تو همه خوشمزه‌ای
یکصدو پنجاه کیلو راسته‌ای
این راسته که جدا شد. دیگه چاقو رو میگذاری کنار. دیگه بعد از این فوت و فن کار رو هر کسی نمی‌دونه. استاد کار کیه؟ استاد اون کباب پزه. کباب‌پز پیر طریقته. گوشت طریقت رو توی ادویه عشق میخوابونه. ادویه عشق تنده، مثل خشم پروردگار، شوره، مثل اشگ‌های سالک، اگه خالی بخوریش یه مزه‌ای هم ته زبون میاره که جالب نیست. بعد این گوشت طریقت که الان یه مدت با ادویه عشق همنشین بوده رو میذاره روی آتش. الکس فارتِن لارجِن میگه:
Ich wil nor dich
این آتش، آتش شور و تجربه است. گوشت طریقت و عشق باید خوب روی این آتش بمونه تا کباب بشه. چربی‌های اضافیش بره، خالص بشه. خالص که شد، برش میداری، یه مقدار از اون سماق معنویت روش میریزی و نوش جان می‌کنی. یه بطر شراب عشق یا یه بست تریاک خلوص هم کنارش باشه، دیگه اون شب، شب معراجته. میگه:
امشب چه شبیست، شب مراد است امشب.
که مراد از این مراد همون مراد و مرشده. داره میگه بشینیم با مرادمون چه حالی بکنیم امشب.  
خوب عزیزان. به من دارن اشاره می‌کنند که وقتمون دیگه تموم شده. امیدوارم این جلسه تونسته باشه کمی شما رو به قدم زدن در وادی معرفت نزدیک تر بکنه. من فرداشب در دانشگاه اسکلونیای کانادا هم یک جلسه دیگه دارم. ولی نگران نباشید. این جدایی ما، دائمی نیست. جدایی‌های فیزیکی همشون موقّته. آرنولد شوالزنگول میگه:
I’ll be back baby.
نشخوار عرفانیتون برقرار. سالک و سرافراز باشید.
والسلام علی من التبعی ولاغیر

۱۳۹۰ بهمن ۲۲, شنبه

گور بابای اوباما





راه‌های همزیستی مسالمت آمیز با جمهوری اسلامی:

در دوران بغرنجی به سر می‌بریم. فعالان بین اصلاح کردن و مماشات با جمهوری اسلامی از این سو و سرنگونی و نابودی آن از آن سو بر سر دوراهی گیر کرده اند. جمهوری اسلامی هم که نگراااااااااان، به بیضه اسلامش هم نیست.
بسیاری ‌از دوستان از من می‌پرسند: سیاوش، به نظر تو چرا دماغت اینقدر پَخ است؟ و من پاسخی ندارم. اما وقتی می‌پرسند این اصلاح طلبان طرفدار مماشات چه فکری می‌کنند؟ جواب می‌دهم: این بروبچ فکر میکنند شاید یک روز خامنه ای از خواب بیدار شود و پسرش را صدا بزند و بگوید: مژتبی جان، بابا. هر چه فکر می‌کنم، می‌بینم که این راه ما عاقبت خوژی نخواهد داژت. از امروز انتخابات، زندانیان، زَران فتنه، زاخت فیلم، خانه زینما، مغز ما، اموال ما، ماهی، تریبون، ارز، ژُربِ خَمر، دانژگاه، فعالیت نژریات، نژر کتاب، روابط نامژروع، وَرزِژ، ژیژَکی بَزتن، ژورِژ ژَبانه، ژُر ژُر ژاژیدن در ژریعت، کُژتن ژپژ ژپژ کژ ژژ پا، همه و همه آزاد باید باژد.
شاید هم منتظرند این بابا ریغ رحمت ایزدی را بنوشد و سران سپاه از همه اموال و کشور دست بشویند و بروند دَدَر. واللهُ هَم لا اعلم. پرسیدم. خودش گفت. باری تصمیم گرفتم که این بار برای این دوستان مخالف تحریم و هرنوع مداخله خارجی و برای طرفداران صلح و صفا (صفا با بوسیدن دست آقا اشتباه نشود) و غنی سازیِ معقول و اصلاح رژیم، راه‌های تغییر ماهیت رژیم به مرور و بدون هیچ هزینه مادی و معنوی را شناسایی و افشا کنم. حالا باز عده‌ای می‌گویند سیاوش جان! باز که داری به خودی‌ها می‌زنی، فکر سوءاستفاده ها هم باش داش! در پاسخ باید بگویم که: نه داش، دیگر درسم را یاد گرفته ام، آدم عاقل از یک ریسمان سیاه و سفید دوبار ته چاه نمی‌رود. علی ای حال ببینید این راه‌ها به کارتان می‌آید یا نه:
1-    خوراندن مغز دو جوان به خامنه‌ای، هر شب.
2-    تعریف از کارگردانی فرج الله سلحشور (فرج آقا) در سریال یوسف پیامبر.
3-    ماساژ دادن فیروز آبادی با روغن نارگیل، هفته‌ای یک بار.
4-    پاک کردن دماغ جنتی پس از هر خطبه (فین اختیاریست).
5-    آموزش تفاوت یارانه و رایانه به صدیقی.
6-    بازی پانتومیم با احمد خاتمی.
7-    بوسیدن صورت احمدی نژاد.
8-    جمع آوری و نشر سرمقاله‌های کیهان.
9-    نشستن پای بساط تریاک با رحیم پور ازغدی.
10-  پیشنماز شدن جلوی مصباح یزدی.
11-  جوریدن* ریش رادان.
خیلی شرم آور بود؟ رویتان نمی‌شود نه؟ خب واقعا بهتر است به جای این اعمال ننگین، آدم برود این کارها را بکند که هم آبروریزیشان کمتر است هم جذابیتشان بیشتر:
اعمال ناننگین(!) و مفرّح جایگزین:

1-    تیز دادن در آسانسور پیش از سوار شدن چهار نفر دیگر.
2-    برهنه کردن فیروز آبادی، ضربه زدن با کف دست و تماشای امواج ایجاد شده.
3-    رمزشکنی جملات جنتی (با این شروع کنید: یه فه هکری به کهن).
4-    کشیدن ماریجوانا با قرائتی.
5-    شیاف فلفل قرمز به احمد خاتمی و تماشای اثرات آن.
6-    وادار کردن صدیقی به گفتنِ: شیش سیخ جیگر، سیخی شیش زار.
7-    بحث انتقادی با مجاهدین.
8-    خوراندن مسهل به فیروزآبادی و قفل کردن درب دستشویی.
9-    آموزش درجات نظامی به 75000 سردار سپاه.
10-   مجبور کردن حسین شریعتمداری، رحیم مشایی و مصباح به اجرای ویدئو کلیپِ سوسن خانم.
امیدوارم اینها افاقه کند. جداً عرض می‌کنم.

گوربابای اوباما

آخر خوادر من، (خواهر+برادر. برای صحبت با مخاطب ناشناخته. کپی رایت سیاوش صفوی 2012) نه تحریم، نه حمله، نه مداخله، مردم هم که زیر چکمه، نکند منتظر خاله ریزه و قاشق سحرآمیزش هستید؟ اِه، جداً؟ مگر نشنیدید؟ خاله ریزه و باندش را که به جرم رمالی، راه اندازی خانه فساد، استعمال و فروش مواد مخدر، راه اندازی سایت‌های پورن، جاسوسی برای اسرائیل، همکاری مجاهدین، مجاهدت با همکارین، اخلال در نظم عمومی، ایجاد ترافیک، اقدام علیه امنیت ملی، ملیت علیه اقدام امنیتی، زورگیری، فروش باربی، نشر اکاذیب، شیطان پرستی، لواط، زنا، زنا با لوطیان، لواط با زانیان و تلاش برای براندازی نظام دستگیر و محاکمه کردند و در تمامی موارد اتهام ایشان را محکوم شناخته همه را به 16 بار اعدام با اعمال شاقه محکوم کردند. اعدام با اعمال شاقه چیست؟ جانم برایت بگوید که، اعدام با اعمال شاقه به این صورت است که شما به اعدام محکوم میشوید، بعد شما را در یک اتاق می‌برند و از ماهواره مصاحبه فعالین حقوق بشر ایرانی آنسوی آبها را به شما نشان می‌دهند که هی می‌گویند خود شما که فردا قرار است دار فانی را وداع شوید مخالف هرگونه دخالت خارجیها برای تغییر وضعیت و نجاتتان هستید. و مردم هم در خیابان اگر شعاری داده‌اند، در حقیقت نداده‌اند، یا اگر هم داده‌اند(اینقدر چیپ نباش خواننده عزیز!) آن شعاری که اینها می‌گویند داده‌اند (اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما = این با ما، اون با ما، گوربابای اوباما). بعد هم به مدت 24 ساعت بازجوها می‌نشینند و به قیافه شما پس از شنیدن این مصاحبه‌ها می‌خندند. ولی درست میشه. از شما که گذشت. شاید نفر بعدی.

والسلام علی من التبعی و لاغیر.


*جوریدن: جُستن و کشتن شپش.