۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه

فاجعه‌ای که در دهان مهمانپرست وارد شد




خوانندگان عزیز، توجه فرمایید

آنچه گذشت...
آقای مهمان پرست با 140 نفر از هیات دیپلماتیک آقای احمدی نژاد رفته بودند فروشگاه کاستکو که همان حاجی ارزانی خودمان است خرید کنند، که گویا یکی از اعضای هیات دیپلماتیک یعنی شمسی خانم، خواهر باجناق احمد آقا منشی دفتر وزیر امور اخروی، با فروشنده دعوایش می‌شود. جریان از این قرار بوده که گویا فروشنده یک نوجوان خیلی خوش تیپ بوده و شمسی خانم برای گفتگوی تمدن‌ها هی طرف را دستمالی می‌کرده. ایشان هم شاکی می‌شود و داد و بیداد راه می‌اندازد. دنبال شوهرش می‌گردند، می‌بینند که در اتاق پرو لباس یک دختر بچه 7 ساله را برده و دارد... پلیس می‌رسد و الم شنگه ای که بیا و ببین. هرچه این دیپلمات‌ها برای آن‌ها توضیح می‌دهند که بابا این چیزها در کشور ما عادی است و چرا نمی‌گذارید ما تفاوت فرهنگی خود را به شما فرو کنیم، به خرجشان نمی‌رود که نمی‌رود. بعد که قائله خوابید آقای مهمان پرست در راه بازگشت از کاستکو داشته از خیابان رد می‌شده که چند مقام بلند پایه خارجی از کشورهای خیلی مهم او را می‌بینند. از او می‌خواهند که الگوی اداره کشوری و جهانی و اقتصاد اسلامی را به آنها آموزش بدهد. آقای مهمان پرست هم با ادب به آنها توضیح می‌دهد که وقتش کم است و الان فرصت ندارد. آنها از او خواهش می‌کنند تا حداقل زنبیل‌هایشان را با خود ببرد تا هنگامی که آقای احمدی نژاد وقت داشت اینها در اول صف باشند. اما باز آقای مهمان پرست قبول نمی‌کند. یکی از آنها گویا کودکی هم همراهش بوده و آقای مهمان پرست را به کودک نشان می‌دهد و می‌گوید: این کیه؟ و کودک می‌گوید: این سرِشه! یکی دیگر از آنها هم به دلایلی که هنوز مشخص نیست عنتری به همراه داشته و همین سوال را از عنتر می‌کند و عنتر ظاهرا به اشتباه جای دشمن را نشان می‌دهد. در همین میان که باز این مقام های مهم داشته اند از آقای مهمان پرست خواهش می‌کردند پس حداقل بگذار ما یک بوق بزنیم، چند ایرانی آقای مهمان پرست را می‌شناسند و کاری می‌کنند که از چنگیز مغول و آتیلای هون سر نزد...*
بنده به نمایندگی تام از ملت ایران، به دلیل این خشونت وارده به آقای مهمان پرست سه روز عزای عمومی اعلام می‌کنم. از آنجا که فحش خوردن ایشان نشان دهنده میزان بیشعوری ملت ایران و خصوصا بنده (کلا من خیلی موثر هستم) و حاوی این نکته است که هنوز برای دموکراسی آمادگی نداریم، بنده به نمایندگی از ملت ایران و حومه تقاضا می‌کنم یک مراسم پشیمانی ملی برگزار شود تا خانواده داغدار ایشان تسکین یابند. از آنجا که کسی در ایران نیست که این خبر را نشنیده باشد و یک "ای جانم"، "آخ جون" یا "دمشان گرم" نگفته باشد، پیشنهاد می‌کنیم تمام ملت ایران دنبال بدبختی دویدنشان را یک روز کنار بگذارند و در این مراسم شرکت کرده ابراز ندامت کنند. فقط قبلش دو سه تا نکته حضور منورتان عرض بکنم.
1-    بنده منبع موثق دارم که این مشتی که آقای مهمان پرست خورد در حقیقت مشت ارسالی نماز جمعه هفته گذشته تهران به دهان آمریکا بود که ظاهرا خورد بغلش.
2-    برخی عزیزان ایرادشان به فحش‌های جنسیتی بود که ظاهرا فُل (خطا) محسوب می‌شود. حق هم دارند. ندهید آقا. البته اگر بخواهیم صادق باشیم فحش‌های جنسیتی تقریبا تمامی دایره فحش‌ها را شامل می‌شوند. اگر آن ها را حذف کنیم، و فحش‌هایی که به حیوانات اشاره می‌کنند را نیز به این دلیل که حیوان بیچاره کجا به مزخرفی انسان بوده کنار بگذاریم، تنها فحش‌های باقیمانده عوضی، الدنگ، خاک برسر، و گونه‌های متنوع تاپاله هستند. انصاف داشته باشید که این کار دایره لغات آدم را هنگام دعوا به شدت کاهش داده و فرد در عرض 10 ثانیه ذخیره فحش‌هایش را به اتمام می‌رساند و دیگر تا آخر دعوا حرف خلاقه و جدیدی برای گفتن نخواهد داشت. از شوخی گذشته بنده کماکان فحش های جنسیتی را محکوم و محروم میکنم.

یک "مقام مسوول" (در ادبیات فارسی به این گونه ترکیب لغات، "تضاد معنایی" گفته می‌شود) اینترنتی، گفت که مردم شکایت داشتند، ما هم گوگل را بستیم. بعد هم گفت در "هیچ جای دنیا" اجازه نمی‌دهند اطلاعات اینطوری منتقل شود. حالا چند نکته مرتبط برای شفاف شدن بیشتر قضیه.
1-    ظاهرا افراد شاکی از گوگل دقیقا همان جامعه آماری بیزار از طعم خاویار بوده اند که 20 سال پیش گفتند چون خاویار به مذاق ایرانیان سازگار نیست همه‌اش را صادر می‌کنیم.
2-    دانشمندان ژئولوژی و انتروپالوژی و یورالوژی کماکان مشغول پیدا کردن آثاری از تمدن "هیچ کجا" هستند که ظاهرا بهشت دیکتاتورها بوده.
حالا به قول مرحوم صابری بزرگ گل آقای ملت ایران، دو کلمه حرف حساب:
1-    دوستان ناراضی از فحاشی به رامین خان. شما تا حالا کتک نخوردید احتمالا. منظورم کتک خوردن از مامور نیست. منظورم کتک خوردن عادی است. ما که جای شما خالی زیاد خوردیم می‌دانیم. اصولا وقتی کسی دارد آدم را عین نمد می‌کوبد و زور ما هم بهش نمی‌رسد، تنها دلخوشی باقیمانده برای آدم فحش است. اعصاب طرف را خط خطی می‌کند. پیروزی اش را کمی بدمزه می‌کند. فاز می‌دهد. نول هم می‌دهد.
3-    آقای مقام مسوول اینترنتی. گوگل بخشی دارد که شما می‌توانید شکایات و ایرادات خود را به آن بفرستید. نیازی به قهر کردن نبود. مگر شما رفتید پسوورد 200000 تا آیدی ایرانی جی میل را دزدیدید گوگل با شما قهر کرد؟ تا یادم نرفته برای مسلمانان متعرّر علیه فیلم "معصومیت مسلمانان" در یوتیوب هم تکرار این نکته را لازم و مفید می‌دانم. در یوتیوب نیز همان پایین تصویر بخشی برای کامنت‌های بینندگان در نظر گرفته شده و نیازی به پاره کردن حنجره و شلنگ تخته و کوکتل مولوتف و ترکاندن خود نیست. جای این آبروریزی‌ها عین یک انسان هموسیپیان بروید بنویسید خیلی مزخرف بود.
4-    عزیزان مسلمان. چون در کشور شما همه چیز تحت کنترل دولت است، بخدا دلیل نمی‌شود که در کشورهای دیگر هم اینطور باشد. نیست آقا. اگر بود که آلات تناسلی بانو کیت میدلتون و پرنس ویلیام و پرنس هری یک هفته در نشریات انگلستان جلوی چشم ملت نبود. یارو آلت خودش را از روزنامه نمی‌تواند جمع کند، فیلمی که شاکی خصوصی ندارد را چطور جمع کند؟
2-    اگر قبلا پرسیدید گزینه دو چه شد، بدانید که رفت در آن قسمتی از آدم فضول که آفتاب هیچگاه بر آن نمی‌تابد.
مطلب این هفته را با آخرین وصیت آیت الله صادق خلخالی به پایان می‌بریم:
وصیت می‌کنم همه را بکشید. خون خیلی خوب است کلا. فواید زیادی دارد. آنهایی که کشتید را هم برای امتحان یک گلوله در مغزشان بزنید که بعدا مثل آن فیلمی که دیدیم و ترسناک بود دوباره بلند نشوند بیایند بخورندتان. خدایا من را ببخش. غلط کردم. اوهو اوهو، بازرگاااااان حلالم کن. خیلی به تو بد کردم. ای مرحوم فقید فریب خورده ضدانقلابی مزدور خائن وطن دوست و مومن. ای خداااااا رحم کن، خدایا، آخه چرا ده و نه و هشت و هفت و شیش، با پنج تا میشه یازده تا....


*این داستان کاملا تخیلی نیست و خیلی جاهایش هم واقعیت است. 

۱۳۹۱ مهر ۱۲, چهارشنبه

آنچه گذشت...



سردار X

تیتر یک بی بی سی خیلی بزرگ نوشته بود:
 یک فرمانده سپاه: در صورت جنگ... . نکته جالب این است که اینقدر سرداری سپاه یکی بخر دوتا ببر است که طرف برای تیترِ یک، اسم سردارِ گوینده تیتر را نزده. پیش خودش گفته چه فرقی می‌کند، حالا یک سردار. شما که در هر حال نمی‌شناسیدش. تیتر حرفه‌ای ها.
حالا فکر کنید مثلا نقدی درباره یک فیلم می‌خوانید. در آن تیتر زده باشد به گفته یکی از بازیگران نام آور سینما، این فیلم برترین اثر سال است. بعد که مطلب را بخوانید بفهمید که بازیگر مذکور سید جواد رضویان بوده است. همینطوری جلو برویم لابد فردا در بی بی سی تیتر می‌خورد: یک رئیس جمهور: ما فردا به ایران حمله می‌کنیم. حالا رئیس جمهور جزایر سلیمان در اقیانوس آرام، یا رئیس جمهور آمریکا، والله اعلم. باید حتما متن را بخوانید. تعلیق دارد شرلوک هولمزی. یعنی الان ما نگران بنشینیم که هر لحظه هواپیماهای آمریکایی بمبارانمان می‌کنند، یا حساب کنیم که خوب، تا از جزایر سلیمان کرجی ها را به آب بیاندازند و پارو زنان به سمت تنگه هرمز راه بیافتند 6 ماهی وقت هست.

Bastards By Choice
در وبلاگ سردبیران بی بی سی هم مقاله زده: چرا بی بی سی فیلم ضد اسلام را پخش نکرد. به جای یک جمله پاسخ، طرف آمده حسین کرد شبستری نوشته. "بله چون خبر نبود و فقط توهین بود و جنبه و ارزش خبری نداشت و ما هم که متعهد، اصلا اخلاق خبرنگاری اجازه نمیداد." در واقعیت خلاصه‌اش این دو نکته است که اولا ممکن است هزینه داشته باشد، دوم اینکه تابحال اگر شک داشتید که ما بیفایده و جهت دار هستیم، اکنون دیگر یقین کنید. ما خیلی رویمان زیاد است. حالا دلیل نامگذاری بی بی سی را متوجه شدید؟
یکی نیست بگوید، "بعد 40 سال گدایی، ما دیگه شب جمعه یادمون هست داش"*، دوران انقلاب و زحمات بی بی سی در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و رساندن پیامهای آقا به ملت را فراموش نکرده ایم.


دود آمریکا رسما در چشمان اسلام فرو رفت
جریان این بود که یک مسلمان متعرّر که از ساخت فیلم توهین آمیز علیه حضرت محمد توسط یک مصری مسیحی بسیار خون به چشم شده بوده، رفته پرچم آمریکا (چرایش را دیگر الله اعلم) را آتش بزند که از دودش خفه شده و ناغافل مُرده. درود بر تو ای مسلمان بدیع. حتی وقتی به دهان این آمریکای پدرسوخته مشت می‌زنیم هم کمانه می‌کند و چشم و چال خودمان را در میاورد. به همین دلیل بخشنامه‌ای از سوی ریاست کغعواضاوا (کمیته غلیان عواطف و احساسات ضد استکباری وزارت اطلاعات) صادر شد برای امنیت مومنانی که شور ضداستکباری برشان می‌دارد و قصد آتش زدن پرچم شیطان بزرگ یا پراچم مرتبط را دارند: 
" امنیت مهم ترین چیز است. لطفا پرچم‌ها را فقط در نقاط مشخص شده در شهر که در آنها مامورین آتش نشانی، آمبولانس، قبرکن، و غسال حضور دارند آتش بزنید. همواره از دستکش‌های غیر محترقه و ماسک اکسیژن استفاده کنید. در صورت مرگ، شما با یک کلاه بوقی بر سرتان کفن و دفن خواهید شد چون اینقدر ابله و بی کفایت بودید که در اثر آتش زدن یک عدد پرچم مُردید، در حالیکه عربده می‌زدید که می‌خواهید آمریکا را فلین و فلان کنید. حریف پرچمش نشدی شما برادر، کشور را بیخیال شو کلا. ای کمدی تراژیک، ای نابغه، ای بازی کرده با وسایل گازی، ای پاریکال." (نقل به مضمون)
یک سوال مرتبط: خانواده این برادر غیور به دوست و آشنا چه خواهند گفت؟ چطور مرگ این مردک را توجیه می‌کنند؟ تا آنجا که من شنیدم در آگهی ترحیم نوشته‌اند که فرزند و برادر غیور و نعره مندمان در اثر برخورد محکم با درب منزل دارفانی را وداع گفت. ظاهرا گفته‌اند این آبرومندانه‌تر است. می‌خواهم بگویم خدایش بیامرزاد که بعید می‌دانم. بخشش خدا هم حد و اندازه دارد بالاخره. فکر نکنم شامل حماقت فشار قوی بشود.
اما این تنها عکس العمل مخالف نسبت به این فیلم نبود. عبدالرحمن نظیف، منتقد سینمایی طالبان نیز در یک برنامه تلویزیونی آمریکایی در نقد این فیلم اظهار داشت: " الموت للامریکا. الموت للصورالقبیح. الله اکبر، الله اکبر! بوووم." صاحب نظران هنوز مشغول کندن تکه‌های مغز و دندان ایشان و مجری برنامه از موزاییک و میکروفن و دوربین هستند.

گزارش این هفته را با فرازی از نامه منور آلبرت آینشتاین به آیت الله بروجردی به پایان می‌بریم.
ایشپاخن زی حاج آقا**. اگر امکان دارد، برایم یک بار دیگر توضیح دهید اگر زن و مردی در حین گردش با سرعت نور به دور کره زمین چنان با هم برخورد کنند که به انرژی تبدیل نشوند ولی ما نتوانیم نخی را از میان آنان رد بکنیم،
1-    آیا حکمش زنا است یا خیر.
2-    با توجه به دسترس نبودن آب و خاک در فضا، مساله غسل جنابت را چگونه باید حل کرد؟
3-    سرعت انزال را محاسبه کنید.
 پاسخ فقط 25 صدم نمره دارد. لطفا راه حل را حتما بنویسید. با تشکر.

*شهر قصه، خر خراط.
** حاج آقا مسئلتُن.

۱۳۹۱ مهر ۶, پنجشنبه

آنچه گذشت...1

بحث اینترنت ملی ظاهرا دوباره داغ شده. یک جوری هم می‌گویند «ملی» انگار افتخاری است عظیم که همه ملت الان باید بروند پزش را به خارجی‌ها بدهند. فکر کنم روز آغاز به کارش ببینیم برنامه ۸:۳۰ رفته با یک روحانی و چندتا جوان بسیجی مصاحبه می‌کند بعنوان سازندگان اینترنت ملی: بله ما این اینترنت را همانطور که می‌بینید خودمان با یک مشت جوان ۱۴ تا ۱۶ ساله مخلص نشستیم در زیرزمین خانه غلامحسین خان اختراع کردیم. یک ماهی‌تابه و سه عدد کورست شماره ۸۵ هم کل ماده اولیه‌ای بوده که برای ساختن آن به کار رفته. بسیار هم ارزان است و نوع خارجی‌اش را الان در بازار کویتی‌ها می‌دهند چهل گیزیلیون دلار و واقعا احسنت به این جوانان مخلص بسیجی. آمریکا فکر کرده که می‌تواند به ما نفوذ کند. ما به آمریکا نفوذ و دخول و خیلی کارهای دیگر می‌کنیم…. 
تیتر روزآنلاین بزرگ زده بود مهدی برنگشت، فائزه به زندان افتاد. یاد دو طفلان مسلم افتادم. از این نظر که چقدر آن دو هیچ شباهتی به این دو ندارند. 
حمله خونین و جانگداز دو دختر دافول (توهین تلویزیونی به خانم‌ها در خورجین نداشتم حقیقتش. بضاعت در همین بود. شرمنده همه خانم‌ها. جبران می‌کنم دفعه بعد) به یک روحانی مفلوک سالخورده و شنگولاتی گزارش شده بود. ظاهرا هنگامی که این آخوند را از زیر دست این دختران بیرون کشیده‌اند در مسیر بیمارستان کماکان می‌گفته جووووون، قربون مشتت برم. بزن تو گوشم. بهم بگو آشغال…. در راستای همین جریان بخشنامه امنیت اجتماعی آمده که از این به بعد خواهرانی که بیرون می‌روند موظف هستند فقط یک لباس توری سفید و کاملا بدن نما بپوشند تا امکان حمل پنجه بکس و سلاح‌های سرد زیر چادر و حجاب از بین برود. این حکم روی صحت و سقمش هنوز تردید هست چون زیرش امضا سردار حسن تپلِ جماع‌‌گستر به چشم می‌خورد که ما در بانک اطلاعات سپاه نامی از ایشان پیدا نکردیم. 
احمدی‌نژاد گفته متن سخنرانی‌اش برای سازمان ملل را ۱۲ بار ویرایش کرده. ظاهرا مشکل سفرهای قبل که رفت گفت همجنسگرا نداریم، در توالت انرژی هسته‌ای می‌سازیم، یا آزاد‌ترین کشور دنیا هستیم این بوده که در آن دفعات سخنرانی‌هایش ۱۲ بار ادیت نشده بوده. ولی این دفعه ۱۲ بار ادیت شده. دیگر خیالتان راحت. بر سر دلیل انتخاب این عدد در محافل علاقه‌مند به موضوعاتی که هیچکس به آن‌ها علاقه‌مند نیست بحث‌های داغی در گرفته. برخی معتقدند به نیت آقا امام زمان ۱۲ بار ادیت شده، برخی می‌گویند چون ۱۳ بار نحس بوده و ایشان حال نداشته ۱۴ بار ادیت بکند ۱۲ بار ادیت شده. گروه قلیلی معتقدندکه ایشان نذر کروموزوم ۱۲ کرده بوده که عامل بیماری نارکولپسی یا بیماری حمله خواب است (هست عزیز جان. در گوگل نگرد). اما گروهی دیگر به شدت آن را با ۱۲ مرحله تَرک اعتیاد در NA مرتبط می‌دانند و می‌گویند ایشان دیگر می‌خواهد حرف زدن را کنار بگذارد؛ که البته کار‌شناسان ما این ایده را شدیدا لگدمال کردند و حتی یکی‌شان روی آن آب دهان هم انداخت. یک نفر هم معتقد بود ایشان به نیت ۱۲ مرد خشمگین این کار را کرده که در نگاه اول به نظر احمقانه می‌رسد ولی وقتی خوب در آن عمیق شویم احمقانه‌تر هم به نظر می‌رسد. 
این هفته را با نقل قولی از کارل گوستاو یونگ، شاعر مثنوی سرای انگلیسی در قرن ۱۶ به پایان می‌بریم که می‌گوید: 
فرزندم
هنگامی که اعماق قلبت
دچار خشکسالی شده است
مبادا برای رهایی از خشکسالی
به دنبال کسی بروی که 
روی قلبت آب دهان بیندازد
یا شماره ۱ بکند.

۱۳۹۱ مرداد ۳۱, سه‌شنبه

نامه های یک سکسیست کافر


فرزندم
وقتی هر چه تلاش میکنی
هیچ اتفاقی نمی‌افتد
و حس میکنی که
 از شدت درد و رنج در حال متلاشی شدن هستی
فراموش نکن
که یک قاشق روغن زیتون در هر وعده غذایی
از این وضعیت جلوگیری میکنه

۱۳۹۱ مرداد ۱۲, پنجشنبه

رونوشت اول سند چشم انداز 20 ساله یا: مهار شیطان در عرض یک برنامه 5 ساله




به تازگی توسط منبعی محفوظ رونوشت اولیه سند چشم انداز 20 ساله به دستم رسید که حاوی نکاتی بسیار درخورِ.... بسیار با اهمی..... حاوی نکات بسیاری است. به امید خدا هر از چندی بخشی از این سند شگفت... سند قابلِ....بخشی از این سند را در اختیار خوانندگان قرار خواهم داد.

بند الف: امنیت اجتماعی، جامعه اسلامی:
 در جامعه اسلامی 1412، غریزه جنسی که ریشه تمام پلیدی‌ها است باید ریشه کن شده باشد. برای توفیق در این امر 4 بند راهکار همزمان توصیه میشود که پس از تصویب در مجلس شورای اسلامی توسط دولت در طول یک برنامه 5 ساله به اجرا گذاشته خواهد شد. (در صورت انحلال مجلس تا آن زمان، طرح توسط بیت تصویب شده توسط دولت اجرا خواهد شد..... البته اگر دولت نیز تا آن زمان منحل شده بود توسط بیت به تصویب رسیده آیت الله/سردار/حاج آقا X زحمت آن را خواهند کشید):

1-    از آنجا که خانم‌ها عامل اصلی عارضه فساد اخلاقی هستند، پیشنهاد می‌شود از سن 9 سالگی هر ماه موی سر اجناس مونث از ته تراشیده شود (ابروها آپشنال، موی صورت بهیچ وجه). اما از آنجا که موی خانم‌ها تنها دلیل برانگیخته شدن آقایان نیست، علاوه بر آن، طرح تسطیح عمومی نیز در سراسر کشور به اجرا گذاشته خواهد شد. بدین ترتیب که از 15 سالگی به بعد هر ماه سایز سینه و باسن خانم ها اندازه گیری شده در صورتی که قطر سینه از 3 سانتی متر و قطر باسن از 5 سانتی متر تجاوز کرد اقدام به جراحی پلاستیک تسطیحی خواهد شد. هزینه این جراحی برعهده خود فرد خواهد بود.
تبصره1: در صورتیکه فرد نخواهد به این جراحی تن دهد باید به ازای هر سانت پیش روی، خمس یا یک پنجم ارزش سوسمار حجازی جریمه بدهد. پس از پرداخت جریمه، به فرد کارت سبا (سینه و باسن آزاد) ارائه خواهد شد که هنگام تردد در خیابان باید آن را به لباس خود الصاق کند.
تبصره 2: آقایانی که وزن زیادی دارند و عموما دارای سینه آویزان و باسن بزرگی می‌باشند نیز مشمول این قانون می‌شوند.
تبصره1 از تبصره2: در صورتیکه این آقایان به حدی کریه المنظر باشند که حتی زندانیان حبس اید را نیز تحریک نکنند از این قانون معاف خواهند شد. برای تشخیص این امر این افراد به مدت 48 ساعت در بند ابد نگهداری شده و در صورت چاقال واقع نشدن، این افراد شامل معافیت می‌شوند.
تبصره 3: مسوولین اندازه گیری سایز باسن و سینه نسوان هرماه بصورت قرعه کشی لاتاری از میان جوانان تازه وارد بسیجی انتخاب خواهند شد تا علاوه بر دوره انترنی بدون خرج، انگیزه مضاعفی برای خدمت به اسلام و مسلمین در آنان ایجاد شود.

2-    از آن جا که بحث بدحجابی تنها در محیط اجتماع بروز پیدا می‌کند، برای محیط های خصوصی نیز راهکارهایی تنظیم شده است. در فاز اول واژه‌های مکان و خانه خالی در کتاب‌های فارسی و فرهنگ لغات تغییر کرده و از واژه "محل تجاوز به عنف" به جای مکان، و از واژه "پدرِ بی ناموس" به جای خانه خالی استفاده خواهد شد تا بدین ترتیب افراد از روی شرم کمتر به ذکر آن‌ها اقدام کنند. (مثال: خونه مجید اینا محل تجاوز عنفه. یا: ببین پدرت بی ناموسه؟ من 2 ساعت لازمش دارم.) تمامی خانه‌های خالی سراسر کشور تبدیل به نمازخانه، تکیه و مسجد می‌گردند. در صورتیکه فرد مجرد بوده خود صاحب خانه باشد، منزل او تبدیل به نمازخانه شده، وی به منزلی با 14 هم‌خانه منتقل خواهد شد. در صورتیکه فرد جوان در منزل والدین خود اقامت داشته باشد نیز والدین او باید هر 2 ساعت از طریق دستگاهی که کنار درب هر منزل نصب خواهد شد حضور خود در منزل را به مقامات اطلاع داده کارت بزنند (این دستگاه کاربردهای دیگری نیز خواهد داشت که در بند‌های بعدی به آن‌ها اشاره خواهد شد). والدین برای هرگونه مسافرت یا غیبتی باید از یک هفته پیش به وزارت ارشاد اطلاع داده و مجوز دریافت کنند تا دو سرباز در طول مدت غیبت به منزل آنان فرستاده شوند. خرج این سربازان در طول زمان اقامت بر عهده صاحب منزل خواهد بود. در صورت اطلاع ندادن به وزارت ارشاد اسلامی، غیبت آنان غیر موجه تلقی شده پس از 3 مرحله غیبت، در منزل آنان یک امامزاده احداث خواهد شد. بودجه اجرای این طرح از طریق اعانات واصله توسط همین امامزاده ها جبران می‌شود.
3-    طرح قمع (قطع معامله عمومی). از آنجا که مفسدان همیشه راه‌های فراری  برای خود پیدا خواهند کرد، موفقیت تمامی این طرح‌ها نسبی پیش بینی می‌شود. در نتیجه اقدام نهایی این خواهد بود که بیضه‌های تمامی آقایان (به غیر از روحانیون و سپاهیان و فرزندان آنان) در سن 15 سالگی بریده شود. کسانی که حاضر به انجام این عمل نیستند باید مبلغ ثلث یا یک سوم ارزش اسب زبوخ بن مخنث  یکی از صحابه پسرعموی باجناق دایی امامزاده یحیا جریمه پرداخت کرده کارت مجال (مجاز البضتین) دریافت کنند. از فواید جانبی این طرح سهول بازداشت مجرمان تجاوز به عنف می‌باشد چون تعداد افرادی که توانایی ارتکاب این امر را دارند بسیار محدود خواهد بود. (البته از آنجا که مجرمان همیشگی از این طرح معاف هستند چندان تغییری در اصل قضیه بوجود نخواهد آمد).
تبصره 1: از آنجا که نظارت اجتماعی این طرح بسیار بی عصمتی بوده و نیاز به دستمالی و وارسی دقیق در هر پست بازرسی دارد، برای اجرای عمومی آن به مطالعات گسترده و کار کارشناسی دراز مدت نیاز خواهد بود که در صورت بی حوصلگی می‌توانیم اصلا آن را بی خیال شویم.

4-    طرح زرشک (زنجیر رهایی از شر .../...) به جای طرح قمع. در این طرح قفل و زنجیرهایی توسط مهندسان متعهد کشور طراحی می‌شود که آلات تناسلی آقایان و خانم‌ها را بطور کامل پوشش دهد بدون اینکه مانع از قضای حاجت گردد. فرد متاهل برای نزدیکی با همسر خود باید از طریق دستگاه‌هایی که در ماده 2 ذکر شد وزارت ارشاد اسلامی را از قصد خود آگاه سازد تا ماموری برای بازکردن قفل ها به منزل وی فرستاده شود. مامور تا پایان جماع زن و شوهر در محل مانده ((((ترجیحا در اتاق دیگر) و پس از اتمام امر مجددا قفل و زنجیر را نصب کرده محل را ترک می‌کند. هزینه ایاب و ذهاب و پذیرایی از مامور در مدت زمان جماع برعهده فرد جمّاع (بسیار جماع کننده) خواهد بود. یکی از مهمترین فواید این طرح این است که حکومت دقیقا از آمار تعداد و زمان جماع در جامعه مطلع بوده و علاوه بر آن جماع تنها در چارچوب زناشویی صورت خواهد گرفت.
تبصره 1: برای سوددهی این طرح می‌توان ماموران مسوول بازکردن قفل را در زمینه موسیقی نیز آموزش داد تا در مدتی که در منزل افراد جامع به سر می‌برند برای آنان به نواختن موسیقی بپردازند. طبیعتا هزینه ماموران نوازنده از ماموران عادی بالاتر خواهد بود.
تبصره 2: طبق فقه اسلامی خانم‌ها تنها هر 4 ماه یک بار می‌توانند از آقایان درخواست جماع داشته باشند؛ در نتیجه بانوان هر 4 ماه یکبار می‌توانند از دستگاه دم در استفاده کنند. در باقی مواقعِ نیاز، خانم‌ها می‌توانند از دستگاه‌های دیگری استفاده کنند.